🇮🇷 Persian · A1–B1 · Chapter 2 of 38

فصل 2: رخش کجاست؟

Rostam and Sohrab — tap any word for its meaning and transliteration, or tap a sentence to see it in English.

فصل 2: رخش کجاست؟

رخش در دشت است. سوارهای توران می‌آیند. آن‌ها رخش را می‌خواهند.

سوارها طناب دارند. آن‌ها رخش را می‌گیرند. رخش شیر است. او بسیار قوی است.

اما سوارها بسیار هستند. رخش با آن‌ها می‌رود.

صبح است. رستم بیدار است. او رخش را نمی‌بیند.

دشت خالی است. رخش این‌جا نیست. رستم شاد نیست.

رستم رد اسب را می‌بیند. رد در دشت است. رد به سمنگان می‌رود.

سمنگان یک شهر است. شهر دور است. اما رستم نمی‌ترسد.

رستم زین را می‌گیرد. زین بر دوش رستم است. رستم پهلوان بزرگی است.

رستم راه می‌رود. راه دور است. رستم خسته است. اما او می‌رود.

رستم به شهر می‌رسد. او دروازه را می‌بیند. دروازه سمنگان بزرگ است. رستم نزدیک دروازه است.