🇮🇷 Persian · A1–B1 · Chapter 11 of 38
فصل 11: پدر من کیست؟
Rostam and Sohrab — tap any word for its meaning and transliteration, or tap a sentence to see it in English.
فصل 11: پدر من کیست؟
سهراب پیش مادرش نشست. دلش مثل آتش بود. او به مادرش نگاه کرد. سهراب گفت: «مادر، پدرم کیست؟»
«من راست را میخواهم.» «پدرم کجاست؟» «دلم آرام نیست.» «من پدرم را میخواهم.»
مادرش آرام نبود. دستش لرزید. اما سهراب راست را خواست. تهمینه سخن گفت.
او گفت: «پدرت رستم است.» «رستم پهلوان بزرگ ایران است.» «تو پسر رستم هستی.» «خون تو خون رستم است.»
سهراب بسیار شاد شد. دلش مثل آتش شد. او بلند گفت: «من پسر رستم هستم!» «پدرم پهلوان ایران است!» «هیچکس مثل پدرم نیست!»
اما مادرش شاد نبود. تهمینه ترسید. دست او لرزید. سهراب مادرش را دید. او گفت: «مادر، چرا؟»
اما تهمینه سخن نگفت. او یک راز داشت. تهمینه یک دلیل داشت. مادرش بسیار ترسید. راز او بزرگ و تاریک بود.